G-WDPNMFK6VK
«عطا» جوانی ساده دل و دلپاک است که به «تینا» علاقه دارد و میخواهد با او ازدواج کند. پدر «تینا» برای این وصلت شرطهایی تعیین کرده و به «عطا» مهلت داده که در زمانی مشخص خواستههای او را برآورده کند. مهلت «عطا» رو به پایان است و در این میان سرو کله زنی به نام «نصرت» در زندگیاش پیدا میشود که...