G-WDPNMFK6VK
رضا آرزو می کند که طبل ها را در راهپیمایی Arbaeen بازی کند ، بنابراین او یک طبل را از مسجد وام می گیرد و آن را به خانه می برد ، اما پدرش که موافق نیست ، طبل را با ضربه می شکند و وقایع برای رضا و دوستش امیر اتفاق می افتد.
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید