خلاصه داستان: مدیر یک آسایشگاه اعصاب و روان از پزشک جوانی دعوت میکند تا روی نوع خاصی از بیماران روانی تحقیق کند؛ پزشک جوان متوجه حوادث غیر معمول و پیچیدهای در بین بیماران و کارکنان آسایشگاه میشود، به گونهای که احساس میکند علت دعوت از او، مسائل پزشکی نبوده و خود را در معرض خطر جانی و معماهای پیچیده در آسایشگاه میبیند اما…
خلاصه داستان: سیروس و جمشید دو باجناق و رفیق قدیمی هستند که هر کدام معتقدند دیگری شیطان را درس میدهد، آنها به تازگی وارد دنیای پرزرق و برق تجارت شده و سرمایهگذاری کلانی برای واردات کالا کردهاند که مرگ ناگهانی سیروس در ابتدای داستان زندگی را برای جمشید تیر و تار میکند و….
خلاصه داستان: داستان این فیلم روایتگر زندگی سه دوست به نام های محسن، حمید و حسام است که رویای سفر قاچاقی به اروپا را دارند و آنجا را به نوعی مدینۀ فاضلۀ خود می دانند و به موازات این سه دوست، الهام، خواهر حسام نیز که در صفحات مجازی فریب تبلیغات دروغین را خورده، تصمیم دارد که برای مدل شدن به طور قاچاقی به اروپا سفر کند. روزی که قرار است آن سه دوست راهی سفر شوند، متوجه غیبت ناگهانی الهام و حمید می شوند و ...
خلاصه داستان: این فیلم داستان مردی به نام امیر را نشان می دهد که به افراد با نفوذ مدیون پول است و تصمیم می گیرد مانند گذشته دزدی کند و از جاواد و همکارش بهرام می خواهد تا به او کمک کند. اما آنها پول کافی دریافت نمی کنند.
خلاصه داستان: آکو نوجوانیست که برای کار در بازار به تهران آمده است. اما هنگامی که یک محموله گرانبها که به او حمل می شود به سرقت می رود ، وی با چالش ها و مشکلات جدید بسیاری روبرو می شود.
خلاصه داستان: بخاطر واردات کالای چینی کارخانه تعطیل شده و سه برادر به نام های محسن و حمید و حسام بیکار می شوند. آنها در سودای مهاجرت قاچاقی به اروپا درگیر حوادث ناگواری می شوند.
خلاصه داستان: سروان امیر جان نثار، مامور مخفی نیروی انتظامی است که پس از بررسیهای لازم، به باند قاچاق اسلحه نفوذ میکند. در این زمان باند قاچاق اسلحه قرار است یک معامله بزرگ انجام دهد که با ورود امیر به این ماجرا، اتفاقات خطرناکی برای باند قاچاق، امیر و خانوادهاش رخ میدهد تا اینکه…
خلاصه داستان: فریبرز همسر و فرزندان خود را از دست داده و قصد خودکشی را دارد. یک شب ، در حالی که او احساس خوبی نداشت ، او سوار اتومبیل به نام صحرا شد که در آن فرزندش در داخل ماشین بود. صحرا فکر می کند که فیبورز قصد ربودن او را دارد ...
خلاصه داستان: روایتگر داستان نخبهای بسیجی است که به همراه همکارانش در طراحیهای مربوط به ساخت ماهواره مشغول است. او بدون توجه به نکات مراقبتی در فضای مجازی و توصیههایی که درباره تلاش عوامل بیرونی برای ایجاد اختلال در پروژه میشود، به کارش ادامه میدهد و به همین خاطر دچار مشکلاتی میشود…